داستانی از خاموشی ! (22/4/87)

یک روز يكي از ماموران زحمتكش اداره‌ي برق که به خاطر گرما، گرانی، زن و بچه و هزار مشغله‌ي دیگه تا حدودی گیج شده بود وارد یک مجتمع شد و کنتور برق واحد آقای «ب» را که مردی معتقد و دوست‌دار این دولت مردمی بود به جای کنتور برق واحد آقای «الف» که یک انسان شریف و نرمال بود و مثل همیشه فرصت نکرده بود قبض برق واحدش را پرداخت کند قطع کرد ! آقای ب فکر کرد که این قطعی برق به خاطر خاموشی های دو ساعته‌ي روزانه هست ؛ بعد از دو ساعت متوجه شد همه‌ی ساختمان برق دارند به جز واحد او ! سریع به سراغ کنتورها که در پارکینگ بود رفت و فهمید که کنتور واحدش قطع است ، به خودش گفت من که قبضم را پرداخته‌ام حتما دوباره این آقای الف قبضش را نداده و مامور اداره‌ی برق به اشتباه کنتور واحد من را قطع کرده ! سراغ آقای الف رفت و متوجه شد که حدس‌اش درست بوده ،‌ بنده‌خدا آقای الف هم که تقریبا آچار فرانسه ساختمان بود برق واحد آقای ب را به کنتور خوداش متصل کرد و نعمت برق دوباره به واحد آقای ب برگشت و قضیه فیصله پیدا کرد . بعد از چند دقیقه آقای ب متوجه شد که برق واحدش کم و زیاد می شود ،‌ خانوم‌اش گفت: خاک‌عالم؛ ب ،‌چرا برق اینجوری می‌شه !؟ آقای ب هم گفت شاید این الف کارش را درست انجام نداده ، خانوم این فازمترُ بیار تا خودم درستش کنم !‌ آقای ب اُفتاد به جان کنتور واحد آقای الف و بعد از یک سری کارهایی که خودش هم نفهمید چکار کرده به خودش گفت فکر کنم درست شد و رفت بالا ! ناگهان آقای الف دید که برق واحدش قطع شده و چون برق عمومی ساختمان بود رفت سراغ کنتور و فهمید که آقای ب برق واحدش را قطع کرده و فقط برق خودش وصل است ! اینبار او به سراغ آقای ب رفت و گفت که شما اینکار را کردید ؟ ب گفت بله ، آخه برق ما هی کم و زیاد می‌شد‌ ، فکر نمی کردم برق شما قطع بشود !‌ الف گفت آخه حاجی بَد کردم که به شما برق دادم !؟ چرا برق ما را قطع کردید . . . خلاصه آقای الف دوباره کنتور را به همان حالت قبلی در آورد و هر دو به واحدهایشان برگشتند ! بعد از چند دقیقه اینبار هم برق آقای الف رفت و هم برق آقای ب !‌ اعصاب هر دوتای آنها خورد شد و علاوه بر آن خانوم هایشان هم شاخ توی جیبشان گماشتند و هر دو باهم به پارکینگ رسیدند و بعد از جر و بحث داشتند با هم گلاویز می شدند که یکی دیگر از اعضای ساختمان آمد و گفت آقایون چرا دارید دعوا می کنید !؟ برق همه قطع است ! مثل همیشه هر روز دو ساعت برق می رود دیگر ! حاجی ب از شما بعید است آقای الف شما هم همینطور !! آقای الف و ب هر دو خجالت زده در حالی که به سوی واحدهایشان می رفتند با صدای نچندان آرام به یکی از شخصیت های نخبه ی دولت مردمی ، هرچه دشنام می دانستند دادند . . . ! نکته‌ی جالب اینجا بود که صدای آقای ب از آقای الف بلندتر بود !!
چندین دقیقه بعد از دو ساعت خاموشی باز برق واحدهای آقای الف و ب قطع شد ! اینبار هر دو سراسیمه با چوب و چماق به پارکینگ آمدند که دیدند شخص دیگری در حال وَر رفتن به کنتور هاست !! آن شخص هم که بسیار از حجوم این دو ترسیده بود با صدایی همراه با ترس گفت :‌ ببخشید . . . فکر می کردم که امروز یکی از کنتورهای این ساختمان را اشتباهی قطع کردم . . . ! داشتم درستش می کردم . . .

۱ دیدگاه »

  1. reza Said:

    همه و همه باید به دعوت رئیس جمهور موسوی پاسخ مثبت بدهیم و روز سه شنبه 30 ام تیر راس ساعت 21 همزمان با شروع اخبار حداقل یکی از وسایل پر مصرف برقی (اتو ، پلو پز ، جاروبرقی ، لباسشویی ، …. را روشن کنیم. اگر همشو چه بهتر!


{ خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته} · { شناساگر دنبالک }

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.